خاک پاي قنبر سيد علي
   1   2      >

+ بيانيه انجمن وبلاگ نويسان فرزندان روح الله

دوشنبه 20 خرداد 1387 ساعت 1:51 عصر
 


بسم الله الرحمن الرحيم


و اذا لقوالذين ءامنوا قالوا امنّا و اذا خلوا الي شياطينهم قالوا انّا معکم انّما نحن مستهزءون


 


عجب نيست که در بحبوحه هجمات فرهنگي به بنيادهاي اسلام ناب محمدي از طرف استکبار و دشمنان قسم خورده ي انقلاب، در داخل مرزهاي ايران اسلامي نيز حنجره هايي تيغ فحاشي و انکار بر روي فرزندان حقيقي روح الله برکشند؛ اين آئين تاريخ است که مدعيان را بيازمايد و سره از ناسره باز شناسد.


کساني که صرف همراهي جسماني با خميني کبير، آنان را در زمره مدعيان دروغين انقلاب گمارده بدانند انديشه امام امت نه آنچنان محفوف در پيچيدگي هاي تاريخي است که نياز به تفسيرهاي منحرفشان داشته باشد و نه آنان تا بحال نشاني از آرمان و دغدغه ي آن يگانه ي دوران داشته اند که براي جوانان امروز مغتنم باشند.


آقاي محتشمي که مع الاسف ملبس به لباس روحانيت ايد!
اکنون که نزديک به بيست سال از رحلت جانگداز امام بزرگمان مي گذرد، هيچ گاه از شما نه سخني شنيده ايم که بوي شميم خميني دهد و نه خطي خوانده ايم که اثر ملکوتي او را در دل و جان زنده کند. عجيب است نه آنگاه که هم بزمانتان خميني را پيوسته به موزه تاريخ مي دانستند خروشيديد ونه آنگاه که رفقاي حزبي تان فقه را پست ترين علوم خواندند، برآشفتيد. آيا در آن گاه دردناک هيچ احساس خطري براي انديشه امام، غيرت انقلابي تان را برنيانگيخت؟!


آقاي محتشمي!
خاطره ي تاريخي فرزندان جوان روح الله آنقدر شفاف هست که سکوت هاي مداوم شما را در برابر تاراج آرمان هاي امام و انقلاب برشمرد.


آقاي محتشمي!
لحن شما آکنده از عصبانيت جاه طلبانه است. چه چيز را از شما گرفته اند که اکنون اينگونه فرياد مي زنيد؟ اکنون که رهبر معظم انقلاب اسلامي دولت و رئيس جمهور را اصولگراترين دولت پس از انقلاب خوانده اند و در فقدان علمايي چون استاد شهيد مطهري و علامه طباطبايي، جوانان را به سمت شخصيت هاي درخشاني چون حضرت آيت الله مصباح هدايت کرده اند و شعارهاي انقلاب را زنده تر از گذشته دانسته اند و جهان را تحت تأثير آنها دانسته اند، شما را کدام انحراف از انديشه هاي امام برآشفته است؟ عجيب نيست، جز شما کسان بسياري به فغان آمده اند. همان ها که از ابتدا ناله هاي خود را در سينه پنهان داشته بودند.


آقاي محتشمي!
فرمايش بلند مقام معظم رهبري در سالروز عروج ملکوتي امام راحلمان را:به شما يادآوري ميکنم: «فمن نکث فانّما ينکث على نفسه». آن کسانى که از راه انقلاب برگردند، مثل کسانى هستند که در تابستان روزه گرفته‏اند و تا اواخر روز، روزه را حفظ ميکنند، اما يک ساعت به غروب، دو ساعت به غروب طاقتشان تمام ميشود؛ افطار ميکنند. اين مثل همان کسى است که از اولِ روز، روزه نگرفته است.»


آقاي محتشمي!
شما روزه خود را شکسته ايد و بارديگر تاريخ انقلاب را سرافکنده يک ريزش ديگر کرده ايد. شما را نصيحت مي کنيم که به خود آييد و اگر حاضر نيستيد برسر ماجراجوييهاي سياسي کوناه بياييد لااقل از دنياي خود بترسيد که فرزندان روح الله هشيارتر از گذشته –به لطف و تائيدات خداوند متعال- حافظ انقلاب و آرمان هاي خميني کبير (ره) است.


انجمن وبلاگ نويسان فرزندان روح الله


نوشته شده توسط : محمد غفاري

نظرات ديگران [ نظر]



نوشته شده توسط : محمد غفاري

نظرات ديگران [ نظر]


 *    رسول اکرم (ص) هر وقت حاجتي داشتند زيارت عاشورا مي خواندند .


*     شب زنده داري بر عمر و روزيتان مي افزايد .


*   عمر شما در اثر خدمت به مردم زياد مي شود .


*    اگر خدا را مي خواهي بايد از خوديّت خود ت بگذري  .



*    انسان يک استاد مي خواهد و يک رفيق بيدار .


*     حبّ دنيا و حبّ خدا در يک دل جاي نمي گيرد  . بايد از يکي از آنها گذشت .


*     اول سفر الي الله سحرخيزي است .


*     درس فلسفه بايد در کنار درس اخلاق باشد .


*     موسي(ع) 10 سال در مدين شاگردي کرد و استاد شد . بدون استاد نمي شود سير کرد .


*     من هيچوقت نمي گويم خداي عزيزم ، اگر اعتقاد به عزيز بودن او داشتم بهتر از امروزم بودم .


*     آن شيطاني که مسئول نماز شب است از همه قوي تر است در وسوسه کردن . اما نسبت به مخلصين اسلحه اش کارگر نيست . مواظب آن شيطان باشيد


*     اول قومي که در زمان ظهور حضرت بقيه ا.. (عج) ايمان مي آورند ژرمن ها هستند . چرا ؟ چون مطالعات خارجي زياد دارند.


*     قضاوت برنارد شاورل فيلسوف ايرلندي در مورد اسلام : من پيش بيني مي کنم که اروپا در آينده به دين محمد(ص) مي گرود . و ما بايد محمد(ص) را نجات دهندة عالم بشريت بدانيم . 


*     اگر کسي بخواهد بداند که نمازش قبول است يا خير !  حضرت مي فرمايد : بايد ببيند تا چه حدّي از فحشاء و منکر دور شده است اگر عملتان خوب بود نمازتان هم خوب بوده است .


*     ادب کنيد نفوس خود را به تلاوت قرآن و تضرّع در سحر . امام سجاد (ع) مي فرمايند : بين شب و روز باغهايي است که ابرار و نيکان در آن باغها تنعم مي کنند و روحشان را قوت مي بخشند.


*    اگر شما در مقام مراقبه باشيد متوجه مي شويد که چه موقع شيطان مي آيد و اين ندايي که مي شنويد شيطاني است يا الهي.         


*     سائل را نبايد رد کنيد . بدانيد که مالي که شما داريد از آن پروردگار متعال است .



نوشته شده توسط : محمد غفاري

نظرات ديگران [ نظر]


+ سه نقطه

يکشنبه 30 دي 1386 ساعت 12:19 عصر

سه نقطه


گنجشک پر  جبريل پر  بابا سه نقطه
من پر  تو پر  هرکس شبيه ما  سه نقطه


عمه نه عمه بالهايش پر ندارد
حالا بماند در خرابه تا سه نقطه


اين محو يکديگر شدن در اين خرابه
يا اينکه ما را مي پراند يا سه نقطه


اصلاً چرا من خواستم پيشم بيايي
بابا شما که پا نداري تا سه نقطه


يادت مي آيد روزهاي در مدينه
دو گوشواره داشتم حالا سه نقطه


وقتي لبت را زير پاي چوب ديدم
مي خواستم کاري کنم امّـا سه نقطه


000


انگشت خود را جمع کرد و ناگهان گفت
انگشت پر  انگشتر بابا سه نقطه


شعر از علي اکبرلطيفيان


نوشته شده توسط : محمد غفاري

نظرات ديگران [ نظر]


1. دستورالعمل اول

بسمه تعالي
الحمدلله رب العالمين، و الصلاة علي سيد الأنبياء و المرسلين، و علي آله سادة الأوصياء الطاهرين و علي جميع العترة المعصومين، واللعن الدائم علي أعدائهم أجمعين.
جماعتي از اين جانب، طلب موعظه و نصيحت مي کنند؛ اگر مقصودشان اين است که بگوئيم و بشنوند و بار ديگر در وقت ديگر، بگوييم و بشنوند، حقير عاجزم و بر اهل اطلاع پوشيده نيست.
و اگر بگويند کلمه اي مي خواهيم که امّ الکلمات باشد و کافي براي سعادت مطلقه دارين باشد، خداي تعالي قادر است که از بيان حقير، آن را کشف فرمايد و به شما برساند.
پس عرض مي کنم که غرض از خلق، عبوديت است ( و ما خلقت الجن و الانس إلا ليعبدون. سوره ذاريات/56 ) و حقيقت عبوديت؛ ترک معصيت است در اعتقاد که عمل قلب است و در عمل جوارح.
و ترک معصيت، حاصل نمي شود به طوري که ملکه شخص بشود، مگر با دوام مراقبه و ياد خدا در هر حال و زمان و مکان و در ميان مردم و در خلوت « ولا أقول سبحان الله و الحمد لله، لکنه ذکر الله عند حلاله و حرامه ».

ما امام زمان عجل الله له الفرج را دوست مي داريم، چون امير نحل است؛ امور ما مطلقاً به وسيله او به ما مي رسد؛ و او را پيغمبر صلوات الله عليه براي ما امير قرار داده؛ و پيغمبر را دوست داريم، چون خدا او را واسطه بين ما و خود قرار داده؛ و خدا را دوست داريم، براي اينکه منبع همه خيرات است و وجود ممکنات، فيض اوست.
پس اگر خود و کمال خود را خواهانيم، بايد دوست خدا باشيم؛ و اگر دوست خداييم، بايد دوست وسائط فيوضات از نبيّ و وصيّ، باشيم؛ وگرنه يا دوست خود نيستم، يا دوست واهب العطايا نيستيم، يا دوست وسائط فيوضات نيستيم.
پس کيمياي سعادت، ياد خداست، و او محرّک عضلات به سوي موجبات سعادت مطلقه است؛ و توسل به وسائط استفاضه از منبع خيرات، به واسطه وسائل مقرره خودش است. بايد اهتدا به هدايات آنها نماييم و رهروي به رهبري آنها نماييم تا کامياب شويم.
ديگر توضيح نخواهيد و آنکه عرض شد، ضبط نماييد و در قلب ثبت [کنيد]، خودش توضيح خود را مي دهد.
اگر بگوييد چرا خودت عامل نيستي؟! مي گويم: « اگر بنا بود که بايد بگوييم ما عامليم به هر چه عالميم، شايد حاضر به اين حضور و بيان نمي شديم »؛ لکن دستور، بذل نعمت است، شايد به مقصود برساند؛ « ما أخذ الله علي العباد أن يتعلّموا حتي أخذ علي العماء أن يعلّموا ».
مخفي نماند اگر ميسور شد براي کسي، نصيحت عملّيه بالاتر است از نصايح قوليه « کونوا دعاة إلي الله بغير أاسنتکم »

وفقّنا الله و اياکم لما يرضيه و جنبنا جميعاً عن ما يسخطه و السلام عليکم و رحمة الله و برکاته والحمدلله أولاً و آخراً والصلوة علي محمد و آله الطاهرين واللعن علي أعدائهم أجمعين.
مشهد، ربيع الثاني 1420


2. دستور العمل دوم


مشهد ربيع الثاني 1420.
بسمه تعالي
کوچک و بزرگ بايد بدانيم: راه يگانه براي سعادت دنيا و آخرت، بندگي خداي بزرگ است؛ و بندگي، در ترک معصيت است در اعتقاديات و عمليات.
آنچه را که دانستيم، عمل نماييم و آنچه را که ندانستيم، توقف و احتياط نماييم تا معلوم شود، هرگز پشيماني و خسارت، در ما راه نخواهد داشت؛ اين عزم اگر در بنده، ثابت و راسخ باشد، خداي بزرگ، اولي به توفيق و ياري خواهد بود.
والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته، و الصلاة علي محمد و آله الطاهرين، واللعن علي أعدائهم أجمعين.


3. دستور العمل سوم

بسمه تعالي
گفتم که: الف، گفت: دگر؟ گفتم: هيچ
در خانه اگر کس است، يک حرف بس است
بارها گفته ام و بار دگر مي گويم: « کسي که بداند هر که خدا را ياد کند، خدا همنشين اوست، احتياج به هيچ وعظي ندارد، مي داند چه بايد بکند و چه بايد نکند؛ مي داند که آنچه را که مي داند، بايد انجام دهد، و در آنچه که نمي داند، بايد احتياط کند. »
والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته
الاقل محمد تقي البهجة

 ادامه مطلب...

نوشته شده توسط : محمد غفاري

نظرات ديگران [ نظر]


+ ادب در اسلام

سه‏شنبه 20 آذر 1386 ساعت 1:47 عصر

گزيده اي از بيانات استاد اخلاق حضرت حجه الاسلام والمسلمين دکتر مرتضي آقا تهراني در هيئت جوانان شهداي گمنام تهران


مرحوم علامه طباطبايي در معناي اصطلاحي ادب مي‌فرمايند: حفظ حد و اندازة هر چيز و تجاوز نکردن از آن را ادب آن چيز مي‌گويند. مانند عدالت که «وضعُ الشيء في موضِعِه؛ هر چيزي را جاي خود گذاشتن.»تعريف جامعي مرحوم علامه طباطبايي پيرامون ادب فرموده‌اند که: ادب هيأتي زيبا و پسنديده است که طبع و سليقه چنين سزاوار مي‌داند که هر عمل مشروعي بر طبق آن هيأت واقع شود. به عبارت ديگر ادب عبارت است از ظرافت و زيبايي.عمل وقتي زيباست که اولاً مشروع و ثانياً اختياري باشد. يعني خدا اجازه داده باشد و به اختيار خودت نيز باشد.تمام شئونات زندگي ما به نوعي تحت اين واژه مي‌آيد که يا ادب است و يا خلاف ادب.پس مراقب باشيد. 7 عضو از اعضا و جوارح بدن را کنترل نماييد. چرا که کانال ورودي شيطان اين اعضا هستند. چشم، دو تا گوش، زبان و شکم و دست و پا و فرج. پس بايد نگاهت، خوردنت، نخوردنت، خنديدنت، نخنديدنت، نوشتنت و ... حساب شده باشد. نکته ديگر اينکه همة ما در مسأله ادب‌پذيري يکسان نيستيم برخي چيزها را از پدر و مادرمان به ارث داريم مثلاً يکي زود تند و عصباني مي‌شود و ديگري خيلي زبان روان و نرمي دارد. وقتي مي‌خواهيم خودمان را تربيت کنيم يکسان نيستيم. آن که زود تند مي‌شود با من که مثلاً تند نمي‌شوم فرق مي‌کند.اما آدم بايد تمرين کند. اول ياد بگيرد بعد هم تمرين کند.راهکار زيبايي در مورد تمرين کردن بگويم. يکي از دوستان مي‌گفت به يکي از بزرگان گفتم: آقا من وقتي مهمان به خانه‌ام مي‌آيد از او بدم مي‌آيد، بد مهمانم. چه کار کنم؟ ايشان گفتند: تصور کن که پيغمبر خدا به خانه‌ات آمده‌اند. اگر پيامبر آمده بود چکار مي‌کردي؟ گفتم؟ جانم را فدايش مي‌کردم. گفت: اين را هم همانطور فرض کن. بالاخره جزو امت اين پيغمبر است. گفتم گاهي اوقات يک نفر نيستند، دو نفرند. فرمود: تصور کن که امام علي(ع )هم همراهش آورده است. برايت آسان مي‌شود.بايد التفات داشت. ملتفت باشي که چه کار مي‌کني؟ اين را آيت‌ا... مظاهري از علامه طباطبايي نقل مي‌فرمايند که از آقا پرسيدند آقا چه کنيم که راه راست شود، بفهميم و جمع و جور شويم. علامه فرموده بودند: توجه، توجه، توجه. اين همان التفات است. در برابر التفات و توجه، غفلت است. غفلت عين صرع مي‌ماند وقتي آمد ديگر چيزي نمي‌فهمد. هرچه هم به تو بگويند تو غافلي. اصلاً نمي‌فهمي چه کار بايد کرد؟ قبل از اين که اين طور شود بايد احتياط کني و مراقب باشي. اين همان توجه و التفات است.روايتي پيرامون ارزش ادب از امام صادق(ع)  در اصول کافي روايت شده که مي‌فرمايد: «اِنْ اَجَّلْتَ في عُمرک يومين؛ اگر به تو گفتند اجل تو فقط تا دو روز ديگر باقي است.» ، «فاجعل اَحَدَهما لِاَدبک؛ يک روزش را بگذار براي اينکه ادب ياد بگيري و بفهمي بايد چه کار کني» ، « لِتَستَعينَ به علي يومِ مَوتِک ؛ براي اينکه به وسيلة اين يک روزي که آموختي فردا استفاده کني.» يعني روز دوم مؤدب زندگي کني.ادامه مطلب...

نوشته شده توسط : محمد غفاري

نظرات ديگران [ نظر]


+ محاسبه نفس

چهارشنبه 30 آبان 1386 ساعت 12:4 عصر

يکى از موضوعاتى که در روايات بسيار تأکيد گرديده و علماى اخلاق درباره آن بسيار بحث کرده اند، مسأله «محاسبه نفس» است. در اين روايت نيز بر اين مسأله تأکيد شده که هر کس بايد از خود حساب بکشد و دست کم، در هر شبانه روز، يک بار خود را محاسبه کند. بهترين موقع براى اين کار شب ها است که پيش از خواب، دست کم، چند دقيقه در رفتارمان تأمل کنيم و ببينيم آيا کارهايى که انجام داده ايم درست بوده است يا نه. اگر خطايى انجام داده ايم، به آن معترف باشيم و در صدد جبران آن برآييم.


امام صادق(عليه السلام) در اين روايت به ابن جندب مى فرمايند:


يا ابنَ جندب، حَقٌّ على کُلِّ مُسْلِم يَعْرِفُنا أنْ يَعرِضَ عَمَلَهُ في کلِّ يوم و لَيْلَة على نَفْسِهِ فَيَکُونُ محاسِبَ نَفْسِهِ، فَاِنْ رَأى حَسَنةً إِسْتَزادَ مِنْها و إنْ رَأى سَيِّئَةً اسْتَغْفَرَ مِنْها لِئَلاّ يُخُزى يَومَ القيمةِ;


 اى پسر جندب، بر هر مسلمانى که ما را مى شناسد، لازم است که در هر روز و شب، اعمالش را بر خود عرضه بدارد و از نفس خود حساب بکشد; اگر کار خوبى در آنها يافت، بر آن بيفزايد و اگر کار زشتى يافت، طلب بخشايش نمايد تا در قيامت دچار رسوايى نگردد.


عامل وادار سازنده انسان به محاسبه


امام صادق(عليه السلام) در اين روايت، بر اين نکته تأکيد دارند که هر مسلمانى که ما را مى شناسد و خود را به ما منتسب مى کند و مى خواهد برنامه زندگيش را از ما بگيرد، بايد کارهاى خود را وارسى کند.


از جمله ويژگى هايى که خداى متعال به روح انسان عطا کرده اين است که مى تواند بر اعمال خود نظارت و مراقبت داشته باشد. اين يکى از مسايلى است که بسيارى از فيلسوفان جهان در آن متحير مانده اند. هر کس معمولا مى تواند به ديگران و کارها و رفتارهاى آنان نظر داشته باشد، اما اين که بتواند به خودش هم نظر داشته باشد از ويژگى هاى مهم روح آدمى است. کسانى که درباره معرفت نفس مطالعاتى دارند، به خوبى به اين واقعيت پى برده اند که انسان موجودى است که مى تواند خود را تشويق کند، تنبيه نمايد، توبيخ کند و... . اين که اين چه خصوصيتى است نياز به بحثى مفصل دارد، اما گذشته از آن، يکى از الطاف خداوند است که به انسان مرحمت کرده است. بنابراين مورد تأکيد است که انسان در هر شبانه روز، دست کم، يک بار اعمال خود را بررسى کند; ببيند آيا کار خوبى انجام داده است يا نه.


طبق اين روايت، انسان بايد حساب رس اعمال خود باشد، اگر کار خوبى در اعمالش مشاهده کرد، توجه داشته باشد که لطفى از جانب خدا است، از او توفيق بخواهد که آن کار را بيش تر انجام دهد. در روايات ديگرى آمده است که در چنين حالتى، ابتدا خدا را شکر گزارد، سپس از او بخواهد که توفيق عنايت کند تا فردا کارهاى بهتر و بيش ترى انجام دهد. اگر هم لغزشى در اعمال خود مشاهده کرد، تدارک کند و پيش از همه، توبه نمايد. البته گاهى توبه لوازمى دارد; مثلا، اگر عملى از او فوت شده، قضا نمايد يا اگر حقى از کسى ضايع ساخته، ادا کند و يا چنان چه کار زشت ديگرى انجام داده، آن را جبران نمايد تا کارهاى بد در روح او رسوخ نکند و در نهايت، در قيامت نيز رسوا نشود..ادامه مطلب...

نوشته شده توسط : محمد غفاري

نظرات ديگران [ نظر]


   1   2      >

ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[20/3/1387- 1:51 ع] بيانيه انجمن وبلاگ نويسان فرزندان روح الله
[5/2/1387- 12:8 ع] بوسيدن دست پدر شهيد توسط رئيس جمهور مکتبي دکتر احمدي نژاد
[30/11/1386- 2:5 ع] گزيده اي از جملات قصار مرحوم حضرت آيت الله حق شناس (ره)
[30/10/1386- 12:19 ع] سه نقطه
[9/10/1386- 10:38 ص] 11 دستورالعمل اخلاقي از حضرت آيت الله العظمي بهجت (حفظه الله)
[20/9/1386- 1:47 ع] ادب در اسلام
[30/8/1386- 12:4 ع] محاسبه نفس
[27/8/1386- 11:31 ص] هيچ کسي براي من امام رضا (ع) نمي شود.
[26/8/1386- 1:53 ع] گفت‌وگو با حاج مهدي سلحشور پيرامون سبک‌سازي در مداحي
[24/8/1386- 2:48 ع] سلام